غلامعلى صفايى

47

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

منصوب است مانند « سقيا لزيد » كه در اصل « سقيا ارادتى لزيد » است و « سقيا » در حكم كلام « سقاك اللّه سقيا » مىباشد و لام براى تبيين مفعول است . فإن قلت : اگر يكى از آن دو مصدر منصوب بوده و اسم بعد با لام آورده شود و ديگرى مرفوع و بدون لام تبيين و بدون اسم مدخول آن آورده شود و بخواهيد بگوئيد مثل « تبّا لزيد و ويح » اين استعمال جايز نيست زيرا در اين موارد لام اوّل كه براى تبيين است بايد قرينه بر لام دوّم كه حذف شده است باشد در حالى كه اين دو در معنا با هم اختلاف دارند زيرا لام دوّم كه حذف شده براى تبيين نيست چون مصدر قبل از آن مرفوع بوده و مبتدا مىباشد و اين لام محذوف داراى معناى اختصاص است كه متعلق به فعل يا شبه فعل عموم بوده كه با مجرور خود در محل رفع بنا بر خبريت مىباشد و هم‌اكنون حذف شده است . درحاليكه بايد قرينه بر حذف ، مطابق محذوف باشد . و اختلف : در بين ادبا اختلاف شده كه لام در اين آيهء شريفه از كداميك از معانى لام است ، اين آيه حكايت قول كفّار قوم هود است كه مىگفتند زندگى انسان فقط همين حيات دنيوى است : أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ ( المؤمنون / 35 و 36 ) . دراين‌باره سه قول است : 1 - لام زائده است و « ما » موصول اسمى در محل رفع و فاعل اسم فعل ماضى « هيهات » اوّل است و « توعدون » صله موصول به حذف عائد است كه در اصل « لما توعدونه » بوده است و « هيهات » دوّم تأكيد « هيهات » اوّل است . 2 - لام براى تبيين تأكيدى فاعل اسم فعل قبل « هيهات » اوّل است كه فاعل آن ضميرى مستتر در آن بوده كه مرجع آن بطور معنوى يا « بعث » كه از مجموع آيات فهميده مىشود يا « اخراج » كه از « مخرجون » دانسته مىشود است ، سپس اين فاعل با لام بار ديگر به صورت « ما توعدون » براى تأكيد بيان شده است زيرا « ما توعدون » همان بعث و اخراج از قبور است .